خرید بک لینک
یک هفته گذشت. خستگی مفرط از تنم می بار

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 4:52

خواست برایش بخوانم...خواندم چه فکر می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 21:16

امشب از آسمان دیدهٔ توروی شعرم ستار

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 21:16

خانم مشاور! خانم مدرکی! آن هم زیر عکس م

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 21:16

باید با او حرف می زدم. باید می دانست که من کاری نکرده ام. نمی خواستم نفرینش تا آخر عمر پشت زندگی ام باشد. آن هم نفرین بابت چیزی که وجود نداشت و توهمی بیش نبود. می دانی انارک، دخترها اگر به خودشان رحم می کردند شاید جهان جای بهتری می شد. هر چه زخم خورد

برچسب: نگاهیست, نویسنده: الینا جعفری تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 9:02

به شعری از فروغ بر می خورم که خواندنش روحم را جلا می دهد. انگار از زبان خودم سخن می گوید...چنین تشابهی را کمتر یافته ام...مگر با فروغ...فروغ انگار خود خود من است بعد از آن ديوانگیها ای دريغباورم نايد كه عاقل گشتهامگوئيا «او» مرده در من كاينچنينخست

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 9:02

فیلم عجیبی بود...خیلی عجیب...وخیلی غریب...خوابم نمیبرد از فکرش...واقعا یک ذهن چقدر باید تخیلی باشد تا بتواند چنین چیزی بسازد؟ نولان...نولان را می گویم که حاضر نبودم فیلم هایش را ببینم...میترسم چشمم را ببندم وبه خواب روم

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 9:02

صفحه بندی